امروز :
Skip to main content

 

در زمره شهدای کربلا که گل سرسبد شهیدان در طول تاریخ هستند، کسانی را می‌بینید که شاید خطاهای خیلی بزرگی داشتند، شما عزیزانی هم که دچار لغزش یا خطایی شده و گرفتار این چهار دیواری شده‌اید، بدانید که قطعاً خطاهای شما از خطا و گناه جناب حر بالاتر نیست، حر راه را بر امام زمانش بست و رعب و هراس در دل خاندان آل‌الله افکند. 

جناب حُر ویژگی‌هایی داشت که ایشان را در جرگه یاران سیدالشهداء (ع) قرار داد، تا جایی که اباعبدالله الحسین (ع) در لحظات آخر سر حر را به بالین گرفت و دستمال مبارکش را بر سر حر بست، حدود هزار سال بعد قبر جناب حر را شکافتند تا ببینند آیا بدن ایشان در قبر سالم مانده یا خیر، سلطان وقت می‌خواست به قبر مطهر سیدالشهداء (ع) جسارت کند و قبر را بشکافد، به او گفتند چرا می‌خواهی این کار را کنی؟ بیا قبر حر را که از شهدای کربلاست بشکاف، اگر بدن او سالم باشد، حتماً بدن سیدالشهداء (ع) هم سالم است. 

او قبول کرد، قبر حر را شکافتند و دیدند بدن ایشان کاملاً سالم است، گویا همین چند دقیقه پیش به شهادت رسیده است، دستمالی هم که سیدالشهداء (ع) به سر ایشان بسته بود، هنوز به همان صورت اولیه بود، سلطان گفت این دستمال را بردارید، دستمال را از سر مبارک جناب حر باز کردند و دیدند خون تازه جاری شد، دستمال دیگری آوردند و به سر ایشان بستند، خون بند نیامد، هر کاری کردند دیدند خون بند نمی‌آید، گفتند پس همان دستمال اولیه را ببندیم، همان دستمال را بستند و در نهایت مجدد قبر را پوشاندند. 

این همان حری است که آن خطای بزرگ را کرده بود، اما در ادامه به یاران اباعبدالله (ع) پیوست و در زمره شهدای کربلا قرار گرفت، تا قیامت ما باید به اباعبدالله (ع) و یاران و اصحاب ایشان سلام دهیم. 

چرا حر عاقبت بخیر شد؟ برخی گفته‌اند به‌خاطر ادبی بود که در برابر سیدالشهداء (ع) به خرج داد، وقت حر حضرت را تهدید کرد، امام حسین (ع) برافروخته شدند و فرمودند مادرت به عزایت بنشیند، حر ادب کرد و گفت یااباعبدالله (ع)! اگر هر کس دیگری این را به من می‌گفت پاسخش را می‌دادم، اما چه کنم که مادر شما فاطمه زهرا (س) است که من باید به بهترین وجه از او یاد کنم، همین ادب حر دست او را گرفت. 

وقتی حر از کوفه به سمت کربلا حرکت می‌کرد، صدایی را شنید که گفت یا حر! بشارت باد بهشت بر تو؛ حر خودش می‌دانست که دارد به کجا می‌رود، با خودش گفت من دارم به مقابله با فرزند رسول خدا (ص) می‌روم، چه کسی مرا به بهشت بشارت می‌دهد؟ وقتی او در لحظات آخر صدای مظلومیت اباعبدالله (ع) را در کربلا شنید و دلش لرزید، سپرش را واژگون کرد و به سمت سیدالشهداء (ع) رفت، فهمید که آن بشارت برای چه بوده است، در نهایت حر عاقبت حسینی و جزو شهدای کربلا شد.