
نماینده ولیفقیه در استان قزوین در جمع عزاداران حسینی (ع) در تاکستان گفت: بیعت نکردن با یزیدیان زمان یکی از درسهای مهم امام حسین (ع) بود.
آیتالله عبدالکریم عابدینی در جمع عزاداران حسینی (ع) در تاکستان، ضمن تسلیت ایام سوگواری اباعبدالله (ع) اظهار کرد: ما در زندگی به درسها و عبرتهای عاشورای اباعبدالله الحسین (ع) نیازمندیم، جایی که راهی به ما نشان داده میشود چشمان خویش را نبندیم و راه را گم نکنیم، کاری که انبیاء و ائمه اطهار (ع) میکردند این بود که به ما درس جوانمردی، صداقت، راستی، عبادت، بندگی و مردمدوستی میدادند.
وی ادامه داد: عبرت از نظر لغوی و ریشهای با عابر، عبور و معبر همخانواده است، عبرت یعنی وقتی می بینیم خیلیها راهی را رفتهاند و سرشان به سنگ خورده، آبرویشان رفته و شکست خوردهاند، راه آنها را نرویم و وارد آن معرکه نشویم، عبرت گرفتن یعنی از کنار چنین راهی عبور کنیم و رد شویم.

امام جمعه قزوین عنوان کرد: برای مثال بنیامیه بر سر مقام، حیثیت، شرف، آزادگی و انسانیت را زیر پا گذاشتند، ما باید از این عبرت بگیریم، عبرت یعنی این کارها را نکنیم و از کنار این راه گذر کنیم، دشمنان امام حسین (ع) که با یزید همراه شده بودند دنیاپرست بودند، یعنی آنقدر مال، ملک، پول، گندم ری و مقام دنیا برایشان مهم بود که حاضر بودند برای اینها با امامشان بجنگند.
نماینده ولیفقیه در استان قزوین بیان کرد: امام حسین (ع) فرمود مردم تا وقتی معرفت ندارند و تا زمانی که ایمانشان قوی نشده عبید و برده دنیا هستند، عبید به معنای برده و عباد به معنای بنده است، هر دو این کلمات از نظر لغوی از یک خانواده هستند اما فاصلهشان بسیار است، عبید یعنی کسی که برده دنیاست، برای کارهای دنیوی چاقو میکشد و آدم میکشد، دروغ میگوید و اموال مردم را به غارت میبرد، ربا میخورد، برای مقام دنیا به مردم گزارش دروغ میدهد، در مقابل حق میایستد، رشوه میگیرد، این یعنی برده دنیاست، آنهایی که دنبال یزید بودند برده دنیا بودند، امام حسین (ع) خلاصه روحیات آنان را در سخنرانی روز دوم محرم که وارد کربلا شدند بیان کرده و فرمودند مردم برده دنیا هستند و دین مزهمزه سر زبان آنان است.

وی خاطرنشان کرد: مزهمزه سر زبان یعنی چه؟ دارو چه زمانی اثر میکند؟ اگر دارویی را بر روی زبان مزهمزه کنیم آیا بر درد و بیماری ما اثرگذار است؟ اگر دارو را بخوریم و در گوشت، پوست و استخوان ما پخش شود کمکم درد ما فراموش میشود، بنابراین منظور حضرت این است که دین را باید چشید و نوشید، دین باید با همه وجود ما عجین شود.
آیتالله عابدینی تأکید کرد: گاهی ما بسیار از ولایتمداری سخن میگوییم اما وقتش که برسد معلوم میشود تنها چیزی که نمیفهمیم ولایت است، گاهی بسیار از صداقت دم میزنیم اما هر کجا دیدیم با دروغ کارمان پیش میرود صداقت را از یاد میبریم، گاهی خیلی از امانتداری حرف میزنیم اما به محض اینکه دستمان به بیتالمال میرسد خیانت در امانت میکنیم، اینها همان دین مزهمزه سر زبان بودن است، چنین دینی در جان انسان نفوذ نکرده است.
امام جمعه قزوین تصریح کرد: اگر دین در جان کسی نفوذ کرد، خروجی آن شخصی مانند حاج قاسم سلیمانی میشود، خروجی نفوذ دین در جان کسی، شخصی مانند حضرت ابوالفضل العباس (ع) است، خروجی آن شخصی مانند حر بن یزید ریاحی است.

وی یادآور شد: امام حسین (ع) در ادامه فرمود آنهایی که دنیاپرست هستند تا زمانی که دین به دنیایشان صدمه نزند، دین دارند، اگر با دین کارهای دنیایشان پیش برود دیندار هستند اما همین که به جایگاه امتحان رسیدند دینداران حقیقی مشخص میشوند، آنجایی که باید جوانمردی، شرف، آزادگی، حریت، عبادت و بندگی خودش را نشان بدهد دینداران اندک میشوند.
نماینده ولیفقیه در استان قزوین اظهار کرد: خداوند در آیه 13 سوره سبأ میفرماید «وَقَلِيلٌ مِنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ»، یعنی (از بندگان من اندكى سپاسگزارند)، کسانی که شکرگذار نعمتهای خدا هستند و پای بندگی خدا میایستند چقدر اندک هستند، در زمان انقلاب چند نفر با انقلاب بودند؟ وقتی انقلاب پیروز شد و جنگ تحمیلی پیش آمد چقدر آدمها همت کردند و از این امتحان سربلند بیرون آمدند؟ خداوند میگوید این بندگان اندکی سپاسگزارند.
آیتالله عابدینی عنوان کرد: در مقابل فتنهها و دفاع از حرم چند درصد بودند که مشارکت داشتند؟ چند درصد هستیم که در خرید و فروش خودمان را جای طرف مقابل قرار میدهیم تا مدیون نشویم و غش در معامله نکنیم؟
وی بیان کرد: بنابراین ما در عاشورا میبینیم که وقتی امام حسین (ع) میآید با عمربن سعد صحبت میکند و او را راهنمایی میکند تا شاید هدایت شود، حضرت به او میفرماید تو به گندم ری نخواهی رسید، پاسخ او این بود که با بیادبی گفت جو ری هم برای من کفایت میکند، یعنی حتی جو ری هم آنقدر ارزش دارد که برای آن بخواهم با تو بجنگم.

امام جمعه قزوین ادامه داد: اینجا جای عبرت است، یعنی ای آدمها، اگر به دنیا تکیه کردید همه چیزتان از دست میرود و هیچ چیز نصیبتان نمیشود، همان کسانی که برای مقام، پول، ترس و هر انگیزه دیگری در مقابل امام حسین (ع) ایستادند سرنوشتشان را بخوانید، عمربن سعد پس از امام حسین (ع) حتی یک لحظه هم زندگی نکرد و دائم با ترس و وحشت بود، آنهایی که امام حسین (ع) و یارانشان را به شهادت رسانده بودند از سوی دوستداران امام (ع) منفور بودند و در میان رفقای خودشان هم دائم به جان هم میافتادند.
نماینده ولیفقیه در استان قزوین خاطرنشان کرد: خداوند در آیه 67 سوره زخرف میفرماید «الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ»، یعنی (در آن روز ياران جز پرهيزگاران بعضيشان دشمن بعضى ديگرند)، کسانی که در دنیا به خاطر مسائل دنیوی خیلی همدیگر را تحویل میگیرند، در رشوه، ربا، حرامخواری، حیلهگری و غارت بیتالمال با هم رفاقت میکنند، اینها در روز قیامت به جان هم میافتند، البته اینها در دنیا هم یکدیگر را به طور واقعی دوست ندارند اما در قیامت همه چیز آشکار میشود، فقط متقین هستند که دوستیشان حقیقی است.
وی تأکید کرد: بنابراین باید از کسانی که خلاف راه امام حسین (ع) رفتند عبرت بگیریم، آنهایی که روسیاه از این دنیا رفتند، آنهایی که حرف شیطان را پذیرفتند، آنهایی که امامت ابلیس به جای امامت امام حسین (ع) برایشان جذاب به نظر آمد، از اینها باید درس گرفت، همیشه عبرتهای عاشورای اباعبدالله (ع) در مقابل روی ماست و نباید به دام بیفتیم، درسهای اباعبدالله (ع) نیز همواره مقابل چشم ماست، نباید از آنها غافل شویم.

آیتالله عابدینی تصریح کرد: اولین درس بزرگ و مهمی که امام حسین (ع) به ما میدهد این است که در نیمههای رجب سال 60 هجری قمری، یعنی 6 ماه مانده به روز عاشورا، گروهی هنگام نماز مغرب و عشاء در مسجدالنبی (ص) خدمت امام حسین (ع) آمدند و گفتند استانداری مدینه با شما کار دارد، به محض اینکه این را گفتند، فوراً حضرت فرمودند من میبینیم که طاغوت بنی امیه یعنی معاویه به هلاکت رسیده است.
امام جمعه قزوین یادآور شد: سپس حضرت فرمودند من در خواب دیدم تخت معاویه آتش گرفته و او در همان آتش سرنگون شده است، تعبیر آن این است که معاویه به جهنم واصل شده است، امام (ع) با سی نفر فرد مسلح به استانداری مدینه رفتند.
وی با بیان اینکه بیعت نکردن با یزیدیان زمان یکی از درسهای مهم امام حسین(ع) بود، افزود: زمانی که به دارالحکومه مدینه رفتند دیدند که حاکم مدینه، استاندار قبلی را بهعنوان مشاور خود در مجلس حاضر کرده و میخواهد به امام (ع) پیشنهاد بیعت با یزید را بدهد، استاندار مدینه به حضرت گفت معاویه مرده و به تمام بلاد اسلام نامه نوشته که همه استانداران باید از مردم برای یزید بیعت بگیرند.
نماینده ولیفقیه در استان قزوین اظهار کرد: امام حسین (ع) فرمودند چرا در خلوتی محل حکومت و در این وقت از شب میخواهید از من بیعت بگیرید؟ اگر میخواهید از من بیعت بگیرید فردا مردم مدینه را در روز روشن جمع کنید و در میان مردم از من بخواهید با یزید بیعت کنم، امام (ع) میخواستند آنجا اهدافشان را در میان مردم بیان کنند.

آیتالله عابدینی عنوان کرد: حاکم مدینه این حرف را قبول کرد اما مشاور شیطانصفت او اشاره کرد و گفت اگر اینجا از امام حسین (ع) بیعت نگیری دیگر نمیتوانی از او بیعت بگیری، باید همین جا کار را تمام کنی، امام (ع) به استاندار فرمود، ما اهل بیت پیامبریم، رسالت انبیاء در خاندان ما بوده است، وحی در خانه ما نازل میشده است، جبرئیل امین و فرشتگان خدا در خانه ما رفت و آمد میکردند، ما این هستیم اما یزید شرابخوار است، علناً فسق و فجور و گناه میکند، به ناحق آدم میکشد.
وی خاطرنشان کرد: اباعبدالله الحسین (ع) در ادامه چیزی گفت که همه ما را درگیر قیام و انقلاب خود کرد و فرمود هر کسی در هر کجای دنیا، در هر تاریخی و در هر کجای این کره زمین زندگی میکند، اگر سنخیتی با من دارد، محال است با هر کسی مثل یزید بیعت کند، یزید فاسد و قاتل است، هر کسی که مثل من است تا قیامت با مثل یزید بیعت نمیکند، انقلاب ما نیز با این چیزها پیروز شد.
نماینده ولیفقیه در استان قزوین تصریح کرد: بنابراین ما از رفتار دشمنان امام حسین (ع) عبرت میگیریم و از عاشورا درس میگیریم، خداوند در آیه 113 سوره هود میفرماید «وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ»، یعنی (و به كسانى كه ستم كردهاند متمايل مشويد كه آتش دورخ به شما مىرسد و در برابر خدا براى شما دوستانى نخواهد بود و سرانجام يارى نخواهيد شد).
وی یادآور شد: خداوند در این آیه میفرماید به سمت ظالمان گرایش پیدا نکنید، وقتی میبینید یک نفر نامرد، نااهل، دروغگو، منافق و دغلکار است، این ارزشی ندارد، این ظالم است، هرگز به سمت ظالمها گرایش پیدا نکنید، اگر گرایش پیدا کردید آتش میگیرید.

آیتالله عابدینی اظهار کرد: برای مثال صدام ظالم بود و به ظالمانی نظیر آمریکا و انگلیس تکیه کرد و آنها به او کمک میکردند، صدام به وسیله همان کسانی که به آنها تکیه کرده بود آتش گرفت، صدام به دست همانها به جهنم واصل شد، کویت را به خاطر دارید که جزیره بوبیان را در اختیار صدام قرار داده بود و از آنجا به دزفول موشک میزدند، کویت به صدام تکیه کرد، صدام ظالم بود، کویت به وسیله صدام آتش گرفت، جمهوری اسلامی چاههای نفت کویت را که صدام آتش زده بود خاموش کرد.
امام جمعه قزوین عنوان کرد: هر کس به ظالمی تکیه کند، حتماً روزی میرسد که آبرو، شرف و حیثیت او توسط همان کس به آتش کشیده میشود، اینها عبرتهایی است که باید به آنها توجه کنیم.
وی بیان کرد: وقتی امام حسین (ع) در مدینه بودند و به ایشان پیشنهاد بیعت داده شد، حضرت 5-6 روز در مدینه ماندند و سپس به سمت مکه حرکت کردند، در آن روزهایی که در مدینه بودند، طبق اسناد دو بار بر مزار رسول خدا (ص) رفتند و با خدا مناجات کردند و فرمودند خدایا خودت بهتر میدانی برای من چه پیش آمده است، به من میگویند باید با یزید بیعت کنی، از خدا درخواست داشتند و فرمودند تو برای من چیزی را اختیار کن و راهی را جلوی پای من بگذار که نتیجهاش رضایت تو، رضایت رسول تو و رضایت مؤمنین باشد.
نماینده ولیفقیه در استان قزوین خاطرنشان کرد: رضایت مؤمنین یعنی اینکه ما امروز میگوییم حسین جان اگر تو این راه را نرفته بودی ما امروز گم شده بودیم و راهمان را پیدا نکرده بودیم، تو باعث شدی ما چراغ راه داشته باشیم، بنابراین رضای خدا در زندگی آدم خیلی مهم است، ما در زندگی و خانواده نیز باید این طور باشیم، نسبت به همسر، والدین، برادران، خواهران، فرزندان و همسایهها باید طوری رفتار کنیم که رضای خدا را جلب کنیم.

آیتالله عابدینی تأکید کرد: یکوقتهایی لازم است برویم از همسایه، والدین، همسر، فرزندان، برادر و خواهر حلالیت بگیریم، رضایتشان را جلب کنیم و بخواهیم در مسیر درست حرکت کنیم، حر این کار را کرد، حر آمد به امام حسین (ع) گفت مرا ببخش، من اشتباه کردم.
وی تصریح کرد: امام حسین (ع) در همان ابتدای راه بر سر مزار رسول خدا (ص) رفت و گفت خدایا من برای رضای تو قیام میکنم، در اسناد تاریخی وجود دارد که حضرت بعد از مکه و در مسیر عراق سخنرانی کرده و فرمودند رضای خدا رضای ما اهل بیت است، در آخر کار هم زبان حال حضرت این بود که حضرت فرمودند خدایا راضی به رضای تو هستم.
امام جمعه قزوین یادآور شد: بنابراین امام حسین (ع) اول قیامشان، وسط قیام و در انتهای قیام نیز همه جا فقط بهدنبال رضای خدا بودند، اگر این در زندگی ما جاری شود همه اخلاقیات ما را ساماندهی میکند.
نماینده ولیفقیه در استان قزوین اظهار کرد: جوانمردی یکی از ویژگیهای مهم اباعبدالله الحسین (ع) بود، ما هر طرف نگاه میکنیم از امام حسین (ع) و یارانشان جوانمردی میبینیم، جوانمرد با جوان متفاوت است، جوان بودن افتخار نیست، برای اینکه جوان بودن دست ما نیست، گذر زمان باعث میشود کودکان جوان شوند و جوانان پیر شوند اما در فضای جوانی یک اکسیر و عنصر ارزشمندی به نام جوانمردی وجود دارد که بسیار قیمتی است.
وی عنوان کرد: شهید بابایی زمانی که فرمانده پایگاه هوایی اصفهان بود، خانه سازمانی خود را با کارمندشان که عائلهمند بود جابجا کرد، این جوانمردی است، کاری که حر انجام داد جوانمردی بود، حر ابتدا کار خوبی نکرد و آب را بر امام حسین (ع) بست و دل فرزندان امام (ع) شکست، امام (ع) به او گفت مادرت به عزایت بنشیند، یعنی اگر مادرت از اول حواسش به تربیت تو بود کار تو به اینجا نمیکشید، این گذشت تا موقعی که حر چکمههای خود را به گردن آویخت و با تواضع و شرمساری خدمت حضرت رسید و عذرخواست، در پایان امام (ع) به او گفت مادرت اسم خوبی روی تو گذاشته است، تو در دنیا و آخرت آزاده هستی، این همان جوانمردی است.
آیتالله عابدینی بیان کرد: اوج جوانمردی را در کربلای اباعبدالله (ع) میبینیم، شب عاشورا که امام حسین (ع) به یارانش گفت اگر میخواهید بروید، یارانشان به حضرت گفتند اگر ما بارها قطعه قطعه شویم باز هم در رکاب شما خواهیم ماند، یعنی این طور جوانمردی را نشان دادند.
امام جمعه قزوین خاطرنشان کرد: اوج جوانمردی در ابوالفضل (ع) است، حضرت عباس (ع) یک بار از امام (ع) اجازه میدان خواست، امام (ع) به ایشان فرمود تو پرچمدار سپاه من هستی، فرمانده لشکر من هستی، اگر تو بروی لشکر من از هم گسسته میشود، فوراً حضرت پذیرفت و بهدنبال مأموریت خود رفت.
وی تأکید کرد: چندی بعد مجدد حضرت ابوالفضل (ع) خدمت امام حسین (ع) آمد و عرض کرد به من اجازه میدان بدهید، آن زمان که من نزد شما آمدم و اجازه میدان گرفتم، شما لشکر داشتید و پرچمدار و فرمانده نیاز داشتید اما اکنون کسی نمانده که من بخواهم فرمانده او باشم، پس اجازه بدهید من به میدان بروم، بنابراین امام (ع) پذیرفت و گفت برو برای لشکر آب بیاور.
نماینده ولیفقیه در استان قزوین تصریح کرد: حضرت ابوالفضل (ع) به سمت فرات رفت، دست در آب فرات کرد و گفت ای فرات، این نخلهای موجود ممکن است روزی خشک شوند اما تو همواره اینجا جاری خواهی بود، شهادت بده من بیوفا نبودم، مشک را پر از آب کرد، افراد حاضر در خیمه پشیمان شدند که چرا ما گفتیم تشنهایم و عمویمان را به مشقت انداختیم که به فرات برود.
آیتالله عابدینی یادآور شد: ناگاه صدای حضرت ابوالفضل (ع) شنیده شد که به خدا قسم اگر دست راست مرا قطع کنید من تا قیامت مدافع دین هستم، این دست در معامله با خدا اهدا شد، این دست اکنون دیگر یدالله بود، یدالله تمامنشدنی است، تا قیامت دست ابوالفضل (ع) دست یمن، لبنان، سوریه، ایران و مقاومت اسلامی را گرفته و خواهد گرفت.
وی اظهار کرد: مجدد صدای رجزخوانی حضرت ابوالفضل (ع) آمد و مشخص شد دست چپ حضرت نیز قطع شده است، حضرت عباس (ع) امام حسین (ع) را به یاری طلبید، راوی میگوید وقتی عباس (ع) به شهادت رسید آثار شکستگی و پیری در چهره امام حسین (ع) نمایان شد.
امام جمعه قزوین عنوان کرد: میگویند وقتی کسی از بلندی بر زمین میافتد، دستش را حائل میکند که با سر و صورت بر زمین نیفتد اما آن زمانی که حضرت عباس (ع) از اسب بر زمین افتاد هم دست در بدن نداشت، هم فرقش شکافته شده بود و هم تیر در چشمش نشسته بود، خداوند ظالمان را لعنت کند و خدا آنهایی که دین، ایمان و نام اباعبدالله (ع) را بر زبان ما جاری کردند ببخشد و بیامرزد.