امروز :
Skip to main content

امام جمعه قزوین در مراسم احیاء شب بیست‌ویکم ماه مبارک رمضان در امامزاده حسین (ع) گفت: در آخرالزمان صعود و سقوط‌ معنوی انسان بیشتر و سریع‌تر اتفاق می‌افتد.

آیت‌الله حسین مظفری در مراسم احیاء شب بیست‌ویکم ماه مبارک رمضان که در امامزاده حسین (ع) برگزار شد، اظهار کرد: یکی از مهم‌ترین چیزهایی که فرموده‌اند باید در شب‌های احیاء و شب قدر از خدا بخواهیم، مسئله عافیت است، خدای متعال در آیه 26 سوره آل‌عمران فرموده است «قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ».

وی ادامه داد: یعنی (بگو: خدایا! ای مالک همه موجودات! به هر که خواهی حکومت می‌دهی و از هر که خواهی حکومت را می‌ستانی، و هر که را خواهی عزت می‌بخشی و هر که را خواهی خوار و بی‌مقدار می‌کنی، هر خیری به دست توست، یقیناً تو بر هر کاری توانایی).

امام جمعه قزوین عنوان کرد: در این آیه می‌گوییم خدایا ملک، حکومت و سلطنت به دست توست و به هر که بخواهی ملک و حکومت می‌دهی و از هر که بخواهی می‌گیری، هر که را بخواهی عزیز می‌کنی و هر که را بخواهی ذلیل می‌کنی، خیر تنها به دست توست و تو بر هر کاری قادر و توانایی.

نماینده ولی‌فقیه در استان قزوین بیان کرد: اساسا عزت، ذلت، صعود و سقوط انسان‌ها به دست خدای متعال است، ممکن است در یک لحظه کسی نزد خدا و مردم عزیز شود و متقابلا ممکن است کسی با یک حرکت، گفتار و رفتار عزت خود را از دست بدهد و نزد خدا و خلق خدا به ذلت کشانده شود.

وی خاطرنشان کرد: لذا در چنین شب‌هایی باید از خدای متعال بخواهیم که عزت و آبرویی که به ما عنایت کرده را برای ما حفظ کند، در دعای 47 صحیفه سجادیه می‌خوانیم که امام سجاد (ع) به پیشگاه الهی عرضه می‌دارد خدایا کاری نکن که من از چشم تو بیفتم و از عنایت تو محروم شوم.

آیت‌الله مظفری تأکید کرد: ام‌سلمه نقل می‌کند که یک شب از خواب بیدار شدم و پیامبر (ص) را در بستر نیافتم، به دنبال حضرت گشتم و دیدم که در گوشه‌ای منزل دست به دعا بلند کرده‌اند و در حالی که اشک از چشمانشان جاری است این گونه دعا می‌کنند که خدایا آن نعمت‌های خوبی که به من عنایت کردی هرگز از من نگیر، دین، آبرو و نعمت‌های دنیوی و اخروی به من بخشیدی را از من نگیر.

نماینده مردم استان قزوین در مجلس خبرگان رهبری تصریح کرد: پیامبر (ص) در ادامه این گونه دعا فرمود که خدایا برای لحظه‌ای مرا به خودم واگذار نکن، کاری نکن که دشمنان من و حسودانی که به من حسادت می‌ورزند مرا مورد شماتت قرار دهند، مرا از بدی‌ها، زشتی‌ها و پلشتی‌ها نجات دادی و حفظ کردی، کاری کن که من هرگز سراغ بدی‌ها نروم.

وی یادآور شد: حضرت این دعاها را بر زبان جاری کرده و گریه می‌کرد، ام‌سلمه از گریه پیامبر (ص) به گریه افتاد و دقایقی آن حالات زیبای پیامبر (ص) را در مناجات با پروردگار مشاهده کرد و به جای خود بازگشت، پیامبر (ص) نیز پس از دقایقی نزد ام‌سلمه آمد، او خدمت رسول خدا (ص) عرض کرد که یا رسول الله (ص)، شما اشرف مخلوقات و معصوم هستید، آیا شما هم این گونه نزد خدای متعال درخواست می‌کنید و به خدا التماس می‌کنید که شما را به خودتان وانگذارد و نعمت‌هایش را از شما نگیرد؟

امام جمعه قزوین اظهار کرد: پیامبر (ص) فرمود آری، چرا این گونه دعا نکنم، خدا یک لحظه برادرم یونس (ع) را رها کرد و آنچه که نباید اتفاق افتاد.

نماینده ولی‌فقیه در استان قزوین عنوان کرد: بنابراین همه ما در معرض خطریم، اگر خدای متعال یک لحظه عنایتش را از ما بردارد و ما را به حال خودمان وا بگذارد، به هلاکت می‌رسیم، اگر به این حقیقت توجه داشته باشیم، در این صورت با حال دیگری خدای متعال را در این شب‌ها می‌خوانیم.

وی بیان کرد: مرحوم آیت‌الله پهلوانی سعادت‌پرور که از شاگردان علامه طباطبایی (رضوان الله تعالی علیه) بود می‌فرمود یک وقتی در منزلمان مختصری با اهل و عیال ناراحتی کردم، شب در عالم معنا به من این گونه گفتند که گاهی برخی از کارهای انسان، 20 سال او را به عقب می‌اندازند، متوجه شدم همان مختصر ناراحتی که در منزل داشته‌ام 20 سال عبادات مرا از بین برده است.

آیت‌الله مظفری خاطرنشان کرد: هیچ کس نباید خودش را از اینکه سقوط کند ایمن بداند، علی‌بن‌یقطین از اصحاب خوب امام کاظم (ع) بود، آنقدر نزد حضرت عزیز و محترم بود که حضرت به ایشان فرمود من در روز عرفه در صحرای عرفات تنها کسی که همواره در ذهنم بود و برای او دعا می‌کردم تو بودی؛ یعنی او اینقدر نزد امام زمانش عزیز بود.

نماینده مردم استان قزوین در مجلس خبرگان رهبری تأکید کرد: علی‌بن‌یقطین مأمور حضرت در درگاه هارون‌الرشید بود، پدر او هم در درگاه عباسی‌ها بود اما شیعه امام صادق (ع) بود، علی‌بن‌یقطین وزیر هارون‌الرشید بود و تقیه می‌کرد و تشیع خود را پنهان می‌کرد، او دو سه بار تصمیم گرفته بود که از درگاه هارون‌ بیرون بیاید، اما امام کاظم (ع) به او فرمود از دربار بیرون نیا، آنجا بمان و به شیعیان ما کمک کن، من در ازای این سه چیز را برای تو ضمانت می‌کنم.

وی تصریح کرد: حضرت در ادامه فرمود نخست اینکه هرگز شمشیر هارون به تو نرسد، دوم اینکه هرگز زیر سقف زندان قرار نگیری و سوم اینکه هرگز طعم تلخ فقر را نچشی؛ همین طور هم شد، علی‌بن‌یقطین در دستگاه هارون بود و به شیعیان حضرت کمک می‌کرد، تا جایی که نقل کرده‌اند در برخی از سال‌ها بین 200 تا 250 نفر از شیعیان را با پول شخصی خود به حج می‌فرستاد، به خیلی از جوان‌ها کمک می‌کرد تا ازدواج کنند و خیلی کارهای خیر دیگر برای شیعیان انجام می‌داد.

امام جمعه قزوین یادآور شد: یک روز یکی از شیعیان به نام هارون جمال نزد علی‌بن‌یقطین رفت و کاری داشت، آن روز علی‌بن‌یقطین سرش شلوغ بود و این شیعه را خیلی تحویل نگرفت و هارون جمال با دست خالی برگشت، چندی نگذشت که علی‌بن‌یقطین به حج و سپس به مدینه مشرف شد و خدمت امام کاظم (ع) رسید، در زد و غلام حضرت در را باز کرد، خود را معرفی کرد و گفت از حضرت اجازه بگیر تا دقایقی خدمتشان برسم.

نماینده ولی‌فقیه در استان قزوین اظهار کرد: غلام رفت و برگشت و به علی‌بن‌یقطین گفت حضرت فرموده‌اند شما را به منزل راه ندهم، او بسیار تعجب کرد و گفت شاید مرا درست معرفی نکرده‌ای، غلام گفت نه، درست معرفی‌ات کردم، زانوهای علی‌بن‌یقطین سست شد و خیلی تعجب کرد که خدایا من چه کرده‌ام که امام زمانم مرا به حضور نمی‌پذیرد؟ او با حیرت و سرگردانی ساعاتی را در کوچه‌ها می‌گشت، تا اینکه حضرت کاری داشتند و از منزل خارج شدند.

وی عنوان کرد: علی‌بن‌یقطین خودش را به امام کاظم (ع) رساند و عرض کرد چه شده که شما به من اجازه تشرف ندادید؟ حضرت فرمودند چرا هارون جمال را تحویل نگرفتی و کارش را راه نینداختی؟ اینجا بود که علی‌بن‌یقطین به اشتباه خود پی برد و فرمود چه کنم؟ حضرت فرمودند تا از او حلالیت نگیری، مسئله حل نمی‌شود، او گفت اکنون هارون جمال در کوفه و من در مدینه هستم.

آیت‌الله مظفری بیان کرد: حضرت فرمودند به قبرستان بقیع برو، در گوشه‌ای از قبرستان شتری هست، سوار بر آن شو، او تو را به کوفه خواهد رساند، علی‌بن‌یقطین امر حضرت را اجابت کرد و بعد از چند لحظه خودش را در کوفه و در نزدیکی منزل هارون جمال دید، در زد، هارون وقتی در را باز کرد و علی‌بن‌یقطین را دید متعجب شد، علی‌بن‌یقطین به هارون گفت من آمده‌ام از تو حلالیت بگیرم، هارون گفت حلالت کردم، علی‌بن‌یقطین گفت این طور فایده‌ای ندارد، صورتش را بر خاک گذاشت و گفت باید پایت را روی صورت من بگذاری.

نماینده مردم استان قزوین در مجلس خبرگان رهبری خاطرنشان کرد: هارون جمال رویش نمی‌شد چنین کاری کند، اما او اصرار کرد که این کار را انجام بده، وقتی هارون جمال پای خود را روی صورت علی‌بن‌یقطین گذاشت، او گفت خدایا تو شاهد باش که من این ذلت را به جان خریدم تا امامم از من راضی شود، دل امام زمانم را از من راضی کن.

وی تأکید کرد: علی‌بن‌یقطین به همان صورتی که به کوفه آمده بود با همان شتر به مدینه بازگشت، این بار که خدمت امام کاظم (ع) آمد، حضرت ایشان را به شدت تحویل گرفت؛ بنابراین انسان در هر جایگاه، رتبه و مقامی که باشد ممکن است با یک حرکت ناشایست از چشم خدا و امام زمانش بیفتد.

امام جمعه قزوین تصریح کرد: یک روز امام صادق (ع) در جمعی از شیعیانشان فرمودند چرا شما گاهی ما را تحقیر می‌کنید؟ شخصی از اهالی خراسان برخاست و عرض کرد ما به خدا پناه می‌بریم از اینکه بخواهیم شما را تحقیر کنیم، حضرت فرمود اتفاقا تو یکی از همان‌هایی هستی که ما را تحقیر کرده‌ای، او تعجب کرد و گفت من همیشه با احترام از شما یاد می‌کنم، حضرت فرمود یادت می‌آید سوار بر مرکبت بودی و یکی از شیعیان ما در آن هوای گرم از تو درخواست کرد که یکی دو کیلومتر او را هم سوار کنی، بلکه بتواند به مقصد برسد، اما تو اصلا به او نگاه نکردی؟

نماینده ولی‌فقیه در استان قزوین یادآور شد: حضرت به او فرمود وقتی شما شیعیان ما را تحقیر می‌کنید، گویا ما را تحقیر کرده‌اید.

وی اظهار کرد: حضرات معصومین نسبت به شیعیانشان خیلی تعصب داشتند، اگر کسی آن‌ها را تحقیر می‌کرد، آن را تحقیر خودشان می‌دانستند و به شدت با کسانی که این گونه رفتار می‌کردند برخورد می‌کردند.

آیت‌الله مظفری عنوان کرد: در یک لحظه ممکن است کسی نزد خدا عزیز شود، برای مثال یک گنهکار ممکن است در یک شبی حقیقتا به درگاه الهی توبه کند و محبوب خدا شود، خدا توبه‌کنندگان را دوست دارد، از سوی دیگر هم ممکن است انسان در یک لحظه سقوط کند و از چشم خدا و امام زمانش بیفتد.

در آخرالزمان صعود و سقوط‌ انسان بیشتر و سریع‌تر اتفاق می‌افتد

نماینده مردم استان قزوین در مجلس خبرگان رهبری بیان کرد: به‌ویژه در آخرالزمان این صعود و سقوط‌ معنوی انسان بیشتر و سریع‌تر اتفاق می‌افتد، آیت‌الله مرعشی نجفی (رحمت الله تعالی علیه) می‌فرمودند من صبح که از منزل خارج می‌شوم خدا را به 14 معصوم قسم می‌دهم که ظهر دیندار به منزل برگردم؛ یعنی ممکن است یک حرف، یک نگاه و یک حرکت ناشایست انسان را از چشم امام زمان (عج) بیندازد.

وی خاطرنشان کرد: هر چقدر مقام انسان بالاتر برود، حساسیت کارش بیشتر می‌شود، وقتی سن و سال، پست و مقام و علم و دانش انسان بیشتر می‌شود، کارش حساس‌تر شده و سقوطش خطرناک‌تر می‌شود، مثل کوهنوردانی که در حال صعود به سمت قله هستند، این‌ها هر چه بالاتر بروند سقوطشان خطرناک‌تر می‌شود.

امام جمعه قزوین تأکید کرد: خدای متعال در آیه 37 سوره فاطر فرموده است «أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُمْ مَا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ»، یعنی در روز قیامت به عده‌ای که می‌خواهند به خاطر کارهای ناشایستی که انجام داده‌اند، عذر و بهانه بیاورند، می‌فرمایند آیا ما آنقدر به شما عمر ندادیم که بفهمید آنچه را که باید می‌فهمیدید؟

نماینده ولی‌فقیه در استان قزوین تصریح کرد: در روایت داریم این را به کسی که به سن 18 سالگی رسیده باشد می‌گویند، یعنی رسیدن به سن 18 سالگی کافی است که انسان این گونه مورد ملامت و بازخواست قرار بگیرد، چه برسد به اینکه انسان به سنین بالاتر رسیده باشد، چرا که در این صورت عذری در پیشگاه الهی ندارد.

وی یادآور شد: مرحوم آیت‌الله شیخ مرتضی حائری یزدی می‌فرماید یک روز به مشهد مقدس مشرف شده بودم و به سمت حرم می‌رفتم، در حال و هوای معنوی خودم و مشغول توسل بودم، یک مرتبه یکی از بستگان ما که در مشهد بود، مرا دید و با اشتیاق به من نزدیک شد و احوالپرسی کرد، من چون در حال خودم بودم سرد با او برخورد کردم و خیلی تحویلش نگرفتم، او هم سریع خداحافظی کرد و از من جدا شد، من به سمت حرم رفتم، هنوز وارد صحن نشده بودم که یکی از اولیای الهی که او را می‌شناختم، با سرعت خودش را به من رساند و گفت آشیخ مرتضی، امام رضا (ع) فرمودند حرم نیا.

آیت‌الله مظفری اظهار کرد: آیت‌الله شیخ مرتضی حائری یزدی می‌فرماید من همانجا متوقف و متعجب شدم و گفتم خدایا من چه کرده‌ام که حضرت فرموده‌اند به حرم نروم، دقت کردم و دیدم همان برخورد سردی که با آن قوم و خویشم کرده‌ام موجب ناراحتی او و ناراحتی امام رضا (ع) شده است، برگشتم و آدرس او را به زحمت پیدا کردم، به منزلش رفتم، تعجب کرد، به او گفتم آمده‌ام از شما حلالیت بطلبم، گفت چرا؟ گفتم من برخورد خوبی با شما نداشتم، گفت اشکالی ندارد، گفتم از ته قلبت مرا حلال کن، او هم حلالم کرد.

نماینده مردم استان قزوین در مجلس خبرگان رهبری عنوان کرد: آیت‌الله شیخ مرتضی حائری یزدی می‌فرماید برگشتم و به سمت حرم رفتم، این بار دیگر روی رفتن به زیارت را نداشتم، دور حرم می‌چرخیدم، ساعاتی گذشت، متحیر بودم که چه کنم، یک مرتبه دیدم همان بزرگواری که ساعاتی پیش آمده بود و فرموده بود امام رضا (ع) گفته وارد حرم نشو، آمد و گفت آقا! امام رضا (ع) فرمودند حالا بیا.

وی بیان کرد: ائمه اطهار (ع) گاهی دوستانشان را از سر محبت تنبیه کرده و تحویل نمی‌گرفتند، اما این‌ها نباید باعث شود که انسان قهر کند، گاهی مشکلاتی در زندگی ما ایجاد می‌شود، این‌ها برای این است که به خودمان بیاییم و به ائمه (ع) متوسل شویم و از آن‌ها بخواهیم دنیا و آخرت ما را آباد کنند.