امروز :
Skip to main content

نماینده ولی فقیه در استان قزوین در مراسم سالگرد ارتحال حجت‌الاسلام‌والمسلمین سید ضیاء حسینی، امام جمعه فقید الموت گفت: مرحوم سیدضیاء حسینی امام جمعه‌ای مردم‌دار و اخلاق‌مدار بود.

آیت‌الله حسین مظفری در مراسم سالگرد ارتحال حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدضیاء حسینی، امام جمعه فقید الموت اظهار کرد: مرحوم حجت‌الاسلام حسینی امام جمعه‌ای بود که بیش از 40 سال توفیق داشت در منطقه الموت به مردم خدمت کند و مروج احکام الهی در آن منطقه باشد، ایشان یک امام جمعه مردم‌دار و اخلاق‌مدار بود.

وی ادامه داد: مقوله اخلاق بسیار مورد تأکید دین مبین اسلام است، تا جایی که از نبی مکرم اسلام (ص) نقل شده است که فرمودند من مبعوث شدم تا مکارم اخلاقی را به تمام و کمال برسانم، خداوند نیز در آیه 4 سوره قلم پیامبر (ص) را این‌گونه توصیف می‌فرماید که «وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ»، یعنی (و یقیناً تو بر بلندای سجایای اخلاقی عظیمی قرار داری).

امام جمعه قزوین عنوان کرد: وقتی به کتاب‌های اخلاقی نوشته شده توسط علمای اسلام مراجعه می‌کنیم، می‌بینیم تقسیماتی را از آموزه‌ها و معارف اخلاقی ارائه کرده‌‌اند، بعضی بزرگان این‌گونه فرموده‌اند که اخلاق یا در ارتباط انسان با خدای متعال است (یعنی انسان نسبت به خدای خود چگونه باشد)، یا در ارتباط با خود انسان است، یا در ارتباط با مردم و افراد دیگر است، بخش بعدی هم در ارتباط با محیط زیست است.

نماینده ولی‌فقیه در استان قزوین بیان کرد: در هر کدام از این 4 عرصه، آموزه‌هایی را در دین مبین اسلام داریم، بخش مهمی از این معارف اخلاقی را اخلاق اجتماعی (ارتباط با مردم) تشکیل می‌دهد، بخش عمده‌ای از آموزه‌های اخلاقی به این مقوله اختصاص پیدا می‌کند که در ادامه به چند نکته آن اشاره می‌شود.

وی خاطرنشان کرد: یک نکته مهم در زمینه اخلاق اجتماعی که بسیار مورد تأکید قرار گرفته، این است که انسان مراقب باشد در حشر و نشر، رفت‌وآمد و تعاملاتش با مردم از هر گونه ظلم و ستم نسبت به آنان پرهیز کند و حق کسی را ضایع نکند.

آیت‌الله مظفری تأکید کرد: همه افراد بر گردن ما حقی دارند، باید کاری کنیم حق کسی بر گردن ما نیفتد و حق کسی را پایمال نکنیم، خدای متعال در آیه 82 سوره انعام می‌فرماید «الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ»، یعنی (کسانی که ایمان آوردند و ایمانشان را به ستمی چون شرک نیامیختند، ایمنی از عذاب برای آنان است، و آنان راه یافتگانند).

نماینده مردم استان قزوین در مجلس خبرگان رهبری تصریح کرد: خدای متعال در این آیه می‌فرماید کسانی که ایمان بیاورند و ایمان خود را با ظلم و ستمی نپوشانند، اینان در امنیت کامل به سر می‌برند و از هدایت ویژه الهی هم بهره‌مند و برخوردار می‌شوند.

وی یادآور شد: ظلم و ستم به دیگران انسان را از خیلی چیزها محروم می‌کند، گاهی انسان کاری می‌کند که مال کسی از بین برود، گاهی کاری می‌کند که خدای نکرده آبروی کسی می‌رود، گاهی کاری می‌رود که سلامتی کسی از دستش می‌رود، همه این موارد حق‌الناس است.

امام جمعه قزوین اظهار کرد: یک جراح قلب می‌خواست به سفر حج برود، در جلسات مخصوص حاجیان شرکت کرده بود و پای صحبت روحانی کاروان، حالت توبه، شرمندگی و پشیمانی از کارهایش به وی دست داده بود، به روحانی کاروان گفته بود من به حدود 700-800 نفر بی‌جهت توصیه کرده‌ام که عمل جراحی قلب انجام بدهند تا من از آنان پول بگیرم، اکنون پشیمان شده‌ام، چکار باید کنم؟

نماینده ولی‌فقیه در استان قزوین عنوان کرد: گاهی با رفتار ما مال کسی، آبروی کسی و جان کسی مورد تعرض و تعدی قرار می‌گیرد، بنابراین اولین نکته در باب اخلاق اسلامی این است که سعی کنیم حق کسی را ضایع نکنیم،  این را باید از منزل خود آغاز کنیم، از فرزندان، همسر، پدر و مادر، خواهر و برادر شروع کنیم، حقی که این‌ها به گردن ما دارند بیش از دیگران است، مراقب باشیم حق این عزیزان و حق افراد دیگر را ضایع نکنیم، خوش به حال کسانی که این مراقبه را دارند.

وی بیان کرد: نقل می‌کنند امام راحل عظیم‌الشأن وقتی می‌خواستند وارد مجلسی شوند و می‌دیدند چندین جفت کفش در مقابل ورودی مسجد است، دقت می‌کردند پایشان را روی کفش‌های مردم نگذارند، یعنی معتقد بودند همین مقدار هم حق‌الناس است.

آیت‌الله مظفری خاطرنشان کرد: مرحوم آیت‌الله شیخ علی زاهد یکی از بزرگان نجف بود، ایشان از شاگردان مرحوم آیت‌الله ملاحسینقلی همدانی بود، جایگاهی که ایشان در میان علمای نجف داشت، مانند جایگاه مرحوم آیت‌الله‌العظمی بهجت در بین علمای قم بود، یعنی یک جایگاه معنوی و عرفانی خاص و ویژه داشتند، علمای نجف در نمازهای جماعت ایشان حاضر می‌شدند و با افتخار به ایشان اقتدا می‌کردند.

نماینده مردم استان قزوین در مجلس خبرگان رهبری تأکید کرد: یک تاجر از تهران به زیارت امیرالمؤمنین (ع) در نجف مشرف شد، آن زمان مانند حالا نبود که کارت‌های بانکی موجود باشد و بتوان به راحتی پول جابجا کرد، شرایط به نحوی بود که مردم پول را به‌صورت نقدی با خود حمل می‌کردند.

وی تصریح کرد: این تاجر هم وقتی به نجف رفت، پول نقد با خود به همراه برد، اما در آنجا پول او را دزدیدند، دست این تاجر که از افراد آبرومند بود، خالی شد، حیران مانده بود که چه کند، خجالت می‌کشید موضوع را به کسی بگوید، وقتی به حرم مشرف شد با امیرالمؤمنین (ع) درددل کرد که آقا! من زائر شما هستم، آبرویم را حفظ کن، من نمی‌توانم برای پول به کسی رو بیندازم.

امام جمعه قزوین یادآور شد: شب وقتی خوابید، در خوابش امیرالمؤمنین (ع) را دید، حضرت به ایشان فرمود فردا ظهر به مسجد آشیخ علی زاهد برو و پولت را از او بگیر، این تاجر از خواب بیدار شد و چون اصلا چنین اسمی به گوشش نخورده بود، از اطرافیان پرسید که شیخ علی زاهد کیست؟ به او گفتند ایشان از علمای نجف است، رفت و مسجد ایشان را پیدا کرد، اما خجالت کشید ماجرا را برایشان تعریف کند.

نماینده ولی‌فقیه در استان قزوین اظهار کرد: باز هم به حرم امیرالمؤمنین (ع) رفت و درخواستش را به حضرت گفت، شب دوم نیز همان خواب را دید و حضرت به او فرمود برو پولت را از شیخ علی زاهد بگیر، باز هم از خواب بیدار شد و به مسجد رفت و باز خجالت کشید ماجرا را برای شیخ علی زاهد تعریف کند.

وی عنوان کرد: روز بعد باز هم به حرم رفت و شب مجددا همان خواب شب‌های گذشته را دید، دیگر مطمئن شد که باید به محضر شیخ علی زاهد برود و حرفش را بزند، پس از نماز جماعت وقتی اطراف شیخ علی زاهد خلوت شد، نزد او رفت و داستان را تعریف کرد، شیخ علی زاهد به او گفت برو فردا بیا.

آیت‌الله مظفری بیان کرد: تاجر رفت و فردا آمد، فردا بین‌الصلاتین مرحوم آشیخ علی زاهد رو به نمازگزاران کرد و از اهمیت حق‌الناس گفت، سپس گفت ای مردم می‌خواهم حکایتی از خودم برایتان تعریف کنم، من بیست سال قبل به کاظمین مشرف شده بودم، در آنجا کفشم خراب شد و نیاز به تعمیر داشت، سراغ کفاشی را گرفتم، یک مغازه‌ای را به من نشان دادند که یک پیرمرد یهودی در آن کفاشی می‌کرد.

نماینده مردم استان قزوین در مجلس خبرگان رهبری تأکید کرد: رفتم و کفشم را دادم و برایم تعمیر کرد، وقتی خواستم حساب کنم پول درشت دادم و او پول خرد نداشت که بقیه پولم را به من برگرداند و به من گفت برو پولت را خرد کن و بعدا برایم بیاور، من رفتم و فردا پولم را خرد کردم و گفتم بروم حق‌الزحمه آن کفاش را بدهم.

وی تصریح کرد: به کفاشی رفتم و دیدم کرکره مغازه پایین است، از همسایه‌ها پرسیدم این پیرمرد چه ساعتی مغازه‌اش را باز می‌کند؟ گفتند او دیشب از دنیا رفته است، با خودم گفتم حالا چه کنم؟ به ذهنم رسید پول را از زیر کرکره به داخل مغازه بیندازم تا ورثه آن را بردارند، همین کار را کردم.

امام جمعه قزوین یادآور شد: شب در عالم خواب دیدم که صحرای محشر به پا شده و به حساب و کتاب ما رسیدگی کردند و من در مجموع اهل بهشت شدم، دو فرشته را مأمور کردند تا مرا به بهشت ببرند، با خوشحالی داشتم به سمت بهشت می‌رفتم، یک مرتبه دیدم یک آدمی که سرتاپایش آتش است، از روبرو به سمت من می‌آید، ترس وجود مرا فرا گرفت.

نماینده ولی‌فقیه در استان قزوین اظهار کرد: وقتی این مرد به من نزدیک شد، گفت آشیخ علی زاهد کجا می‌روی؟ گفتم به بهشت می‌روم، گفت مرا می‌شناسی؟ گفتم نه، گفت من همان پیرمرد یهودی هستم که به من بدهکار بودی، پولت به دست من نرسید، گفتم حالا چکار کنم، من که اینجا پولی ندارم، گفت پول می‌خواهم چکار؟ گفتم حالا چه کنم؟

وی عنوان کرد: گفت باید اجازه بدهی من دستم را به سینه تو بزنم تا قدری از حرارت و آتش من کاسته شود، گفتم نه من تحمل ندارم، خلاصه قدری با هم بحث کردیم و نهایتا راضی شدم به اینکه او نوک انگشتش را به سینه من بزند تا قدری از آتش او به من منتقل شود و دست از سرم بردارد.

آیت‌الله مظفری بیان کرد: به محض اینکه او انگشتش را به سینه من زد، من از سوز آتش فریاد کشیدم و از خواب بیدار شدم، دیدم سینه‌ام واقعا می‌سوزد، پیراهنم را کنار زدم و دیدم زخم سوختگی روی سینه‌ام هست؛ بیست سال است که این زخم روی سینه من مانده و خوب نشده است، این حکایت من است، پولی را که باید به ورثه می‌رساندم کوتاهی کردم و از کرکره مغازه به داخل انداختم و این بلا بر سرم آمد.

نماینده مردم استان قزوین در مجلس خبرگان رهبری خاطرنشان کرد: آشیخ علی زاهد سپس به مردم گفت این تاجری که امروز در جمع ماست، می‌گوید کیسه پولش را در نجف دزدیده‌اند و درمانده شده است، اگر کسی که پول ایشان را دزدیده، در جمع ماست، خطاب به او می‌گویم که پول را به صاحبش برسان، حق دیگران را ضایع نکن.

وی تأکید کرد: آشیخ علی زاهد این را گفت و نماز عصر را خواند، بعد که جمعیت متفرق شدند، یک آقایی این تاجر را به کناری کشید و کیسه پولی را در دستش گذاشت و گفت پولت را بگیر.

امام جمعه قزوین تصریح کرد: اولین نکته بسیار مهم در اخلاق اجتماعی این است که سعی کنیم مدیون کسی نباشیم و حق کسی بر گردن ما نیفتد، وقتی سر و کار انسان با خدای ارحم‌الراحمین باشد کارش خیلی راحت‌تر است تا اینکه سر و کارش با مردم باشد و حق دیگران بر گردنش باشد، گاهی در قیامت انسان باید 70 نماز مقبولش را بدهد تا بتواند یک درهمی که به کسی بدهکار بوده را بپردازد.

نماینده ولی‌فقیه در استان قزوین یادآور شد: بنابراین سعی کنیم به کسی ظلم و ستم نکنیم و حق کسی را ضایع نکنیم، گاهی یک بوق زدن بیجا یا پارک کردن‌های نابجا باعث می‌شود حق دیگران تضییع شود، اگر اهل دقت و مراقبه باشیم متوجه می‌شویم باید چه کنیم.

وی اظهار کرد: نکته دوم این است که باید با مردم مدارا کنیم، ما هر چقدر تلاش کنیم حق کسی را ضایع نکنیم، اما دیگرانی پیدا می‌شوند که حق ما را ضایع می‌کنند، این یک سنت الهی است، خدا همیشه کسانی را در کنار مؤمن قرار می‌دهد که او را اذیت کنند، چون در همین تحمل‌هاست که انسان ساخته می‌شود.

آیت‌الله مظفری عنوان کرد: اگر آستانه تحمل انسان پایین باشد و بگوید من همان‌طور که خودم سعی می‌کنم حق کسی را پایمال نکنم، کسی هم نباید متعرض به حق من شود و همه باید احترام مرا داشته باشند، این‌طور نمی‌شود، باید با دیگران مدارا کنیم، باید با همسر خود مدارا کنیم، باید نسبت به خیلی چیزها تغافل کنیم و ندیده بگیریم، نسبت به فرزندان و پدر و مادر نیز این چنین است.

نماینده مردم استان قزوین در مجلس خبرگان رهبری بیان کرد: همه ما شنیده‌ایم که چقدر همسایه به گردن همسایه حق دارد، امام کاظم (ع) فرمود اگر می‌خواهی همسایه خوبی باشی باید اذیت‌های همسایه‌ات را تحمل کنی، همسایه خوب بودن به این نیست که همسایه‌ات را اذیت نکنی، بلکه باید تحمل اذیت‌های او را هم داشته باشی.

وی خاطرنشان کرد: در زندگی‌های آپارتمانی امروز، هر چقدر هم دقت کنیم باز هم سروصدا از یک خانه به خانه بغل‌دستی یا طبقه پایین و بالا منتقل می‌شود، باید تحمل کرد، اگر هر روز بخواهیم زنگ همسایه را بزنیم و تذکر بدهیم، همسایه‌ها اذیت می‌شوند، باید با مردم مدارا کرد.

امام جمعه قزوین تأکید کرد: پیامبر (ص) فرمود جبرئیل مرا به مدارا با مردم امر کرد، همان طور که به انجام فرائض امر کرد.

نماینده ولی‌فقیه در استان قزوین تصریح کرد: مرحوم آیت‌الله ملا علی همدانی از فقها و بزرگان همدان و عالم فرهیخته‌ای بود، ایشان می‌گوید خدمت ملا جواد انصاری همدانی رسیدم که از عرفا بود و از ایشان یک توصیه و نصیحت خواستم، تنها نصیحت ایشان همین دو کلمه بود که فرمودند مرنج و مرنجان!

وی یادآور شد: «مرنجان» همان نکته اولی است که عرض شد، یعنی کسی را اذیت نکنیم و به کسی آزار نرسانیم، «مرنج» نیز همان نکته دومی است که عرض شد، یعنی باید تحمل کنیم.

آیت‌الله مظفری اظهار کرد: آیت‌الله ملا علی همدانی می‌گوید به ملا جواد انصاری همدانی عرض کردم که مرنجان آسان‌تر است، اما مرنج خیلی سخت است، چطور می‌شود از رفتار ناشایست دیگران نرنجید؟ ایشان فرمود خودت را کسی نبین، در این صورت نمی‌رنجی!

نماینده مردم استان قزوین در مجلس خبرگان رهبری عنوان کرد: گاهی ما خیلی برای خودمان حساب ویژه‌ای باز می‌کنیم، به همین دلیل اگر دیگران کمتر از این میزان به ما احترام بگذارند رنجیده‌خاطر می‌شویم.

وی بیان کرد: مرحوم علامه مصباح (رضوان الله تعالی علیه) می‌فرمود وقتی از خانه بیرون می‌روید، زمانی که کسی از کنار شما رد می‌شود با خودتان بگویید این کسی که از کنار من می‌گذرد، ممکن است الان یک سیلی در گوش من بزند، اگر او رد شد و سیلی نزد و فقط حرف و تکه‌ای به شما انداخت، با خودتان می‌گویید خدا را شکر که سیلی نزد، یعنی نه تنها از آن حرفش ناراحت نمی‌شوید، بلکه خوشحال می‌شوید که به شما سیلی نزده است، اما اگر انتظار داشته باشید کسی که از کنار شما رد می‌شود به شما احترام بگذارد و عرض ادب کند اما او به شما حرف ناشایستی بزند، در این صورت ناراحت می‌شوید.

امام جمعه قزوین خاطرنشان کرد: بنابراین باید تلاش کنیم در ارتباطمان با دیگران به کسی ستم نکنیم و اهل مدارا باشیم.

نماینده ولی‌فقیه در استان قزوین تأکید کرد: مرحوم حجت‌الاسلام سید ضیاء حسینی عمری در ارتباط با مردم تلاش کردند که این نکته‌ها و آموزه‌های اخلاقی را رعایت کرده و به مردم خدمت کنند، نکته سوم همین خدمت صادقانه به مردم است که باید در این راستا نیز تلاش کنیم.

وی تصریح کرد: امیدواریم خدای متعال خدمات و مجاهدت‌های این عالم ربانی را ذخیره قبر و قیامت ایشان قرار دهد و به همه ما توفیق مردم‌داری و خدمت صادقانه به مردم عزیز و شریفمان را عنایت بفرماید.