امروز :
Skip to main content

امام جمعه قزوین در مراسم احیاء شب بیست‌وسوم ماه مبارک رمضان در زندان مرکزی قزوین گفت: امید به رحمت الهی ضامن سعادت دنیا و آخرت است.

آیت‌الله حسین مظفری در مراسم احیاء شب بیست‌وسوم ماه مبارک رمضان در زندان مرکزی اظهار کرد: از بزرگ‌ترین سرمایه‌های یک انسان مؤمن برای رسیدن به خدای متعال و به دست آوردن سعادت دنیا و آخرت، امید به رحمت الهی است، در دعای کمیل این طور می‌خوانیم که «ارْحَمْ مَنْ رَأْسُ مَالِهِ الرَّجَاءُ»، یعنی خدایا رحم کن به کسی که تنها سرمایه او رجاء و امید به رحمت توست.

وی ادامه داد: در دعای جوشن کبیر هم در چند فراز به مسئله امید اشاره شده است، برای مثال در یک فراز می‌خوانیم «یا منتهی الرجایا»، یعنی ای کسی که نهایت امید انسان‌ها هستی.

امام جمعه قزوین عنوان کرد: امید عامل حرکت و پویایی انسان بوده و ناامیدی و یأس از رحمت الهی عامل سقوط و هلاکت انسان است، لذا یکی از بزرگ‌ترین گناهان کبیره یأس و ناامیدی از رحمت خداست، ناامیدی هم عللی دارد، برای مثال برخی‌ها از اینکه مدتی دعا کرده و دعایشان مستجاب نشده ناامید می‌شوند.

نماینده ولی‌فقیه در استان قزوین بیان کرد: شخصی خدمت امام صادق (ع) رسید و عرض کرد من حاجتی داشتم و چند بار دعا کرده‌ام و مستجاب نشده است، حضرت فرمودند اگر من به تو وعده‌ای بدهم، آن را باور می‌کنی؟ عرض کرد بله، حضرت فرمود خدای متعال فرموده مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم.

وی خاطرنشان کرد: ممکن است اینجا سؤالی در ذهن شما شکل بگیرد که هر کدام از ما بارها چیزهایی از خدا خواسته‌ایم و به اجابت نرسیده است، پاسخ این است که دعا هرگز بی‌اجابت نمی‌ماند، کسی که خدا را می‌خواند، خداوند او را بی‌جواب نمی‌گذارد، اما پاسخ خدا به دعای ما همیشه آن چیزی نیست که ما می‌خواهیم، گاهی جواب خدا همان چیزی است که ما خواسته‌ایم، و گاهی هم مصلحت نیست درخواست ما آن‌طور که خواسته‌ایم اجابت شود و چیز بهتری برایمان رقم می‌خورد، برای مثال بلایی از ما دور می‌شود.

آیت‌الله مظفری تأکید کرد: امام صادق (ع) در ادامه فرمود خداوند وعده داده هیچ دعایی بی‌استجابت نیست، اگر آن چیزی که خواستی را از خدا نگرفتی، از رحمت خدا ناامید نشو، هر زمان که درب خانه خدا را بزنی خدا دست خالی تو را رد نمی‌کند.

نماینده مردم استان قزوین در مجلس خبرگان رهبری تصریح کرد: عامل دیگری که گاهی عده‌ای را ناامید می‌کند، مسئله گناه است، ممکن است ما گناه بزرگی انجام دهیم، بعد شیطان ما را وسوسه کند و بگوید چون گناه بزرگی انجام داده‌ای دیگر مشمول رحمت خدا نمی‌شوی، پس دیگر به سمت دعا و قرآن نرو.

وی یادآور شد: باید مراقب این وسوسه‌های شیطان باشیم، در روایات داریم گناه انسان هر چقدر بزرگ باشد نباید باعث ناامیدی از رحمت خدا شود، خدای متعال آنقدر بزرگ، رحیم و مهربان است که اگر بنده‌ای هر گناهی را انجام داده باشد و به درگاه الهی توبه کند، خدا او را می‌بخشد.

امام جمعه قزوین اظهار کرد: خدای متعال در آیه 53 سوره زمر می‌فرماید «قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ»، یعنی (بگو اى بندگانم كه زياده بر خويشتن ستم روا داشته‏ايد، از رحمت الهى نوميد مباشيد، چرا كه خداوند همه گناهان را مى‏بخشد، كه او آمرزگار مهربان است).

نماینده ولی‌فقیه در استان قزوین عنوان کرد: خداوند در این آیه با مهربانی می‌فرماید ای بندگان من، ای کسانی که به خودتان ظلم کرده‌اید، از رحمت خدا ناامید نشوید، رحمت خدا آنقدر وسیع است که اگر بخواهد در یک لحظه همه گناهان را می‌بخشد.

وی بیان کرد: هیچ گناهی نباید باعث شود از رحمت خدا ناامید شویم، حمید بن قحطبه فرمانده سپاه هارون‌الرشید بود، شخصی می‌گوید من در یکی از ظهرهای ماه رمضان به بغداد به منزل حمید بن قحطبه رفتم، دیدم سفره غذا پهن است، گفتم تو که فرمانده لشکری، اگر تو بخواهی روزه‌خواری کنی، از دیگران چه انتظاری می‌رود؟ گفت دیگر نماز خواندن و روزه گرفتن برای من فایده ندارد.

آیت‌الله مظفری خاطرنشان کرد: این شخص می‌گوید پرسیدم چرا؟ حمید بن قحطبه گفت چند وقت پیش هارون‌الرشید مرا به کاخش صدا زد و گفت حاضری چه کاری برای من انجام دهی؟ گفتم حاضرم جانم را برای شما بدهم، هارون گفت فایده‌ای ندارد، برو، من رفتم، چند ساعت گذشت و هارون مجدد مرا صدا کرد و گفت حاضری چه کاری برای من انجام دهی؟ گفتم حاضرم جان و مالم را برای شما بدهم، باز هم هارون گفت فایده‌ای ندارد، برو.

نماینده مردم استان قزوین در مجلس خبرگان رهبری تأکید کرد: بعد از چند ساعت مجدد هارون‌الرشید مرا صدا زد و گفت حاضری برای من چه کاری انجام دهی؟ گفتم حاضرم جان، مال و ناموسم را در راه شما بدهم، باز هم گفت فایده‌ای ندارد، برو.

وی تصریح کرد: مرتبه چهارم هارون صدایم کرد و گفت حاضری برای من چه کاری انجام دهی؟ گفتم حاضرم جان، مال، ناموس و دینم را برای شما بدهم، هارون گفت حالا درست شد، حالا این شمشیر را بردار، به همراه این غلام برو و کاری که می‌گویم را انجام بده.

امام جمعه قزوین یادآور شد: حمید بن قحطبه می‌گوید شمشیر را برداشتم و به دنبال غلام به راه افتادم، به خانه‌ای رفتیم که در آن زندان بود، این خانه 3 اتاق داشت و در هر اتاق 20 نفر از سادات بنی هاشم زندانی بودند، درب اتاق اول را باز کردم، چاهی در این منزل بود، این زندانی‌ها را یکی یکی می‌آوردند و من باید سر آن‌ها را از بدن جدا می‌کردم و سر و بدن را به چاه می‌انداختم.

نماینده ولی‌فقیه در استان قزوین اظهار کرد: حمید بن قحطبه می‌گوید سر هر 20 نفر در اتاق اول را بریده و در چاه انداختم، به سراغ اتاق دوم رفتم، آن‌ها را هم یکی یکی سر بریدم، به سراغ اتاق سوم رفتم، وقتی به شصتمین زندانی رسیدم، او پیرمرد بود، همین که خواستم سر از تنش جدا کنم گفت فردای قیامت جواب مادرم حضرت زهرا (س) را چه می‌خواهی بدهی؟ یک لحظه بدنم لرزید، اما باز هم دست به شمشیر بردم و سر از  بدنش جدا کردم، با این شرایط می‌دانم که خدا هرگز مرا نمی‌بخشد.

وی عنوان کرد: این شخص که به بغداد رفته بود، می‌گوید من وقتی نزد امام کاظم (ع) بازگشتم و داشتم این ماجرا را برای حضرت تعریف می‌کردم، حضرت گریه کردند و وقتی به اینجا رسیدم که حمید بن قحطبه گفته بود خدا هرگز مرا نمی‌بخشد صورت امام (ع) برافروخته‌تر شد و قسم خورد و فرمود والله گناه این ناامیدی او از رحمت خدا از گناه این گردن زدن سادات بیشتر است.

آیت‌الله مظفری بیان کرد: لذا هرگز اجازه ناامیدی از رحمت خدا به خودتان ندهید، امشب قرائت ۲ سوره بسیار سفارش شده است، از امام صادق (ع) هم روایت شده که قسم خورده‌اند هر کس سوره‌های روم و عنکبوت را در شب بیست‌وسوم ماه مبارک رمضان بخواند اهل بهشت خواهد بود.

نماینده مردم استان قزوین در مجلس خبرگان رهبری خاطرنشان کرد: یکی از چیزهایی که در این سوره‌ها هست همین مسئله ناامید نشدن از رحمت خداست، مأیوس شدن از رحمت خدا کار کفار است، خدای متعال در آیه 87 سوره یوسف فرموده است «يَا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلَا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ»، یعنی (ای پسرانم! بروید آن گاه از یوسف و برادرش جست‌وجو کنید و از رحمت خدا مأیوس نباشید؛ زیرا جز مردم کافر از رحمت خدا مأیوس نمی‌شوند).

وی تأکید کرد: یکی از یاران امام صادق (ع) جوانی بود که یک روز مشروب خورده بود و دهانش بو می‌داد، او از یکی از کوچه‌های مدینه گذر می‌کرد که یک مرتبه دید امام (ع) از روبرو می‌آید، تردید کرد که چه کنم، لحظه‌ای به ذهنش رسید که کنار دیواری پشت به حضرت بایستد تا حضرت رد شود و او را نبیند، همین کار را کرد، حضرت پس از چند ثانیه آمدند از کنار این جوان عبور کنند، کنار گوش او فرمودند هر کاری کرده‌ای پشت به ما نکن و رویت را از ما برنگردان.

امام جمعه قزوین تصریح کرد: هر کاری که کرده‌ایم نگوییم دیگر خدا مرا نمی‌بخشد و ائمه (ع) به ما نگاه نمی‌کنند، نه این گونه نیست، گناه شما از گناه حر بالاتر نیست، حر اگر می‌خواست ناامید شود حر نمی‌شود، گناه حر کم نبود که راه را بر امام حسین (ع) بست، اگر حر این کار را نمی‌کرد شاید امام حسین (ع) به شهادت نمی‌رسید و اهل بیتشان به اسارت نمی‌رفتند، اما وقتی به خودش آمد، کفش‌هایش را به گردنش انداخت و سرشکسته مقابل اباعبدالله (ع) ایستاد و گفت آیا توبه من پذیرفته است؟ حضرت بلافاصله فرمودند بله، خدا توبه تو را می‌پذیرد.

نماینده ولی‌فقیه در استان قزوین یادآور شد: جادوگران فرعون آمده بودند که حضرت موسی (ع) را مغلوب خودشان کنند و از فرعون جایزه بگیرند، اما وقتی دیدند حق با حضرت موسی (ع) است ایمان آوردند و توبه کردند، نه تنها توبه آن‌ها پذیرفته شد، بلکه با شهادت از دنیا رفتند.

وی اظهار کرد: حتما داستان رسول ترک را شنیده‌اید، ماجرا مربوط به 40-50 سال پیش است، او حال و روز خوبی نداشت، از خلافکاران تهران بود، اما هر چه که بود در ایام محرم لباس سیاه می‌پوشید، مادرش به او یاد داده بود که در ایام محرم حرمت امام حسین (ع) را نگه دارد، او در محرم در مجالس امام حسین (ع) شرکت می‌کرد، یکی از شب‌های ماه محرم از کوچه‌ای گذر می‌کرد و دید یک جا مجلسی برپاست، پرچم سیاهی هم نصب شده است، او هم بر اساس علاقه‌ای که به امام حسین (ع) داشت وارد این مجلس شد.

آیت‌الله مظفری عنوان کرد: رسول ترک آدم خوشنامی نبود، صاحب مجلس وقتی دید رسول وارد مجلس شد، با خودش گفت برای ما بد می‌شود، آمد و با خواهش گفت اگر می‌شود مجلس ما را ترک کن، رسول ترک ناراحت شد اما به احترام امام حسین (ع) از مجلس بیرون آمد و رفت.

نماینده مردم استان قزوین در مجلس خبرگان رهبری بیان کرد: صبح زود رسول ترک دید درب منزلشان را می‌زنند، در را باز کرد و دید همان صاحب مجلسی است که دیشب او را از مجلس بیرون کرده بود، او به محض اینکه رسول ترک را دید دست به دامنش شد و گفت تو را قسم می‌دهم مرا ببخش، من اشتباه کردم، گفت چطور مگر، چه اتفاقی افتاده است؟

وی خاطرنشان کرد: صاحب مجلس گفت دیشب بعد از اینکه ما مجلسمان تمام شد و به منزل رفتم و خوابیدم، خواب دیدم در صحرای کربلا هستم، یک طرف سپاه امام حسین (ع) و یک طرف هم لشکر عمر سعد هستند، من تصمیم گرفتم به سمت سپاه امام حسین (ع) بروم و حضرت را یاری کنم، یک مرتبه دیدم یک سگ در مقابل من قرار گرفت و مانع رفتنم شد، هر چقدر تلاش کردم از این مانع رد شوم نشد.

امام جمعه قزوین تأکید کرد: صاحب مجلس ادامه داد یک لحظه نگاه کردم و دیدم صورت آن سگ شبیه صورت تو بود، رسول ترک به محض اینکه این را شنید زانوهایش سست شد و گفت یعنی امام حسین (ع) مرا به عنوان سگ خودش پذیرفته است؟

نماینده ولی‌فقیه در استان قزوین تصریح کرد: از آن به بعد رسول ترک همه خلاف‌هایش را کنار گذاشت و یکی از هیئتی‌های مجلس امام حسین (ع) شد، به طوری که وقتی وارد یک مجلس می‌شد از شدت گریه‌های جانسوز او همه گریه می‌کردند و در آخر هم در یکی از قبرستان‌های قم در جوار حضرت معصومه (س) به خاک سپرده شد، اکنون مزار ایشان محل رجوع و حاجت گرفتن مؤمنین است.

وی یادآور شد: امثال رسول ترک کم نبودند، نمونه دیگر داستان مصطفی دیوانه است که می‌گویند او خیلی اهل دعوا و درگیری بود، اما با وجود تمام این کارهایش امام حسینی بود، یک سال تصمیم گرفت دهه محرم برای امام حسین (ع) روضه بگیرد، گفت بهترین روضه‌خوان تهران کیست؟ گفتند آشیخ احمد صاحب نفس است، گفت بروید به او بگویید من روضه گرفته‌ام و این دهه بیاید برای من روضه بخواند، رفتند به او گفتند، آشیخ احمد گفت سلام مرا به آقامصطفی برسانید و بگویید خوشحالم که تو هم می‌خواهی روضه‌دار امام حسین (ع) شوی، اما چند روز بیشتر به محرم نمانده است، من جاهای دیگری وعده داده‌ام و وقت ندارم.

آیت‌الله مظفری اظهار کرد: به آشیخ احمد گفتند کسی نمی‌تواند مصطفی را جواب کند و با او در بیفتد، شیخ گفت آقامصطفی می‌تواند با امام حسین (ع) در بیفتد؟ من جاهای دیگری قول داده‌ام، رفتند به مصطفی گفتند آشیخ احمد این طور گفته است، خود مصطفی خدمت آشیخ احمد رسید و گفت من روضه گرفته‌ام و تو باید به مجلسم بیایی، شیخ گفت تنها راهش این است که بروی یکی از بانی‌هایی که مرا دعوت کرده‌اند را راضی کنی که من به جای مجلس آن‌ها، به مجلس تو بیایم.

نماینده مردم استان قزوین در مجلس خبرگان رهبری عنوان کرد: مصطفی گفت همین کار را می‌کنم، رفت و یکی از بانی‌ها را راضی کرد، آشیخ احمد به مجلس روضه آمد، معمولا لات‌های تهران به روضه مصطفی می‌آمدند و مجلس خاصی بود، شیخ احمد 9 شب در این مجلس روضه خواند، شب دهم وقتی وارد مجلس شد، مصطفی جلو آمد و گفت آشیخ احمد 9 شب در مجلس ما روضه خواندی، اما هنوز زبان این مستمعین را یاد نگرفته‌ای، من امشب می‌خواهم ده دقیقه قبل از شما صحبت کنم، تو دعا کن حضرت زهرا (س) به نفس من تأثیر بدهد، آشیخ احمد هم گفت بفرما.

وی افزود: مصطفی بر پله اول منبر نشست و گفت رفقا من از همه شما بیشتر زندان رفته‌ام، من از همه شما بیشتر چاقوکشی و دعوا کرده‌ام، خلاصه خودم ختم همه درگیر‌ ها هستم اما امشب شب آخر روضه ماست، آخوندها می‌گویند شب آخر روضه حضرت زهرا (س) در روضه شرکت می‌کند، همه دو زانو بنشینید و نگاه‌هایتان را به پایین بیندازید، من می‌خواهم چند کلمه با حضرت زهرا (س) حرف بزنم.

امام جمعه قزوین بیان کرد: مصطفی گفت بی‌بی جان من خیلی مجالس رفته‌ام، اما آقاتر از حسین تو پیدا نکرده‌ام، حالا که توفیق دادی روضه‌دار حسینت شوم، می‌خواهم به احترام حسینت همه کارهایم را کنار بگذارم، بعد گفت رفقا، این‌هایی که در کربلا مقابل امام حسین (ع) ایستادند لات نبودند، این‌ها دجال بودند، لات به صورت دختر سیلی نمی‌زند، لات وقتی با کسی دعوا دارد، هنگامی که او را با زن و بچه ببیند به او متعرض نمی‌شود، لات وقتی به کسی چاقو بزند، او را لگدمال نمی‌کند، این‌هایی که در کربلا در مقابل امام حسین (ع) ایستادند لات نبودند، هرزه بودند، لات مرام دارد.

نماینده ولی‌فقیه در استان قزوین خاطرنشان کرد: امثال این داستان‌ها زیاد است، همه این‌ها یک پیام دارند و آن هم اینکه نباید از رحمت خدا ناامید شویم، همه ما اشتباهات و لغزش‌هایی داشته‌ایم، لغزش‌های برخی از ما پنهان است و لغزش‌های برخی دیگر آشکار است، خدا ان‌شاءالله به آبروی سیدالشهدا (ع) همه زندانیان و اسراء را هر چه زودتر آزاد کند.

وی تأکید کرد: امشب شب رحمت خداست و شبی است که خدا همه بندگانش از جمله من و شما را دعوت کرده است، اهل بیت (ع) را بین خودتان و خدا واسطه قرار دهید، برای فرج امام زمان (عج) هم زیاد دعا کنید که فرج ما در فرج امام زمان (عج) است.